X
تبلیغات
دختری از جنس پرواز


دختری از جنس پرواز

دلـــــــــــم تنــــــــــــگ اســــــت؛ صــــــــــدايم خـــيـــــــــــــس وبـــــــارانيـســــــ









واسه همیشه خدانگهدار

| دوشنبه 2 بهمن1391 | 13:31عاطفه (برایم از تنهاییم بگو......)||

 

باران می بارد....

و باز این خیال خسته ی من

با تو و پنجره های باز ِ باران خورده

با عطر شمعدانی های اتاق رو به آسمانم

بیست و چهار ترانه به قافیه ی تو می سراید...

روی شیشه ها ، رد خیال تو

تا عمق خاطرات خیس من،

تا ناکجای دل ِ آن لیلای نشسته در خودم سرک می کشد...

اما نمی دانم کجای این شعر

کلمه ی ساده ی تو را ، به وزن آمدن برسانم

تا حداقل خیالم از شعرهای به انتظار نشسته ام آرام گیرد!

سالهاست سینه ام به لهجه ی ساده ی چند شعر

ترانه ی شکسته ی دلی را می خواند

که با تو آرام آرام

در ذهن سپید کاغذ های روی میز

عروس شاعرک های این همه دفتر خالی از آمدن شده است...

 

                                 

 

نمی دانم از کی؟

نمی دانم چطور؟

نمی دانم چرا؟

من فقط همین قدر می دانم

که دگر مثل قبل نیستم

من عوض شده ام!!!!!!!

دلم میگیرد از

نگاه معصومانه ی عکسهایم

که با نگاه امروزم همخوانی ندارد

دلم میگیرد از

افکار پوچم که به ثانیه ای عوض میشود

دلم میگیرد از

بی تفاوتی آنان که چشمان خیس از بارانم

را می بینند و باز فکرشان را مشغول می کند

که از کی تا به حال

قطره های باران هم شور شدند!

دلم می گیرد از...

                    خدایا می خواهم باز گردم

                                                  راهی هست هنوز؟

| جمعه 8 دی1391 | 22:34عاطفه (برایم از تنهاییم بگو......)||

 

 

 

دلتنگم

دلتنگ خیلی چیزها

دلتنگ این همه دلتگی ها

چیزهایی که بر من گذشت وهرگز باز نخواهد گشت

دلتنگم

دل تنگ نیمه شبهای دلتنگی

دل تنگ این همه نبودن ها

دل تنگ این همه دلتنگی ها

دل تنگ عهدهایی که کسی آنها را نبست

دل تنگ تمام چیزهایی که میشد باشد ونیست

وتمام هست هایی که نیست !

حتی آنان که دلشان برایم تنگ نخواهد شد!!

دل تنگ تر نیز خواهم شد

می رسد روزی که بگویم

دلم برای آن روزهای دل تنگی تنگ شده!!

*************************************************************

مواظب خودت باش همیشه

| یکشنبه 26 آذر1391 | 18:51عاطفه (برایم از تنهاییم بگو......)||

 

 

شعر هایم لطیف شده اند،

مانند شاخه گلی که تازه روییده است ،

و احساسم نسبت به تو تازه تر از همیشه ...

چه وصف ناشدنی ست این احساس ،

این همه دوست داشتنت ،

وقتی از میان تار و پود تنم به سمت نگاه تو روانه می شود ...

و چه سبک می شود بالهای روحم ،

برای پرواز به سوی تو و در آغوش گرفتنت ...

هر لحظه ،هر ثانیه مشتاقم ،

مشتاق دیدنت ،

و در این میان مرا عاشق تر می کنی !

وقتی دستانت پر پر می زند برای دستانم ،

و من چقدر این حال و هوای با تو بودن را دوست دارم ...

وقتی چشمان همچو مهتابی ات ،

در نگاه منتظرم خیره می شود ...

همان لحظه شاخه محبت در باغچه خشک قلبم می روید ،

و آرام آرام نفس می کشم ....

در می یابم که نفس های سینه ام چه تازه شده اند !

مانند نسیم صبحگاهی ،

گویی از کوی مهربانیت برخاسته

و به سمت قلبم هجوم می آورد ،

و من آن لحظه دلم هوای تو را می کند ...

درست مثل همین حالا ...

 

          

عاطفه نوشت:

ای کاش هیچ وقت دلتنگ نمیشدم

| یکشنبه 12 آذر1391 | 20:58عاطفه (برایم از تنهاییم بگو......)||

 

 

مرا شبیه خودم مثل یک ستاره بکش! شبیه من که نشد خط بزن دوباره بکش

مرا شبیه خودم در میان آتش و دود
شبیه چشم و دلم غرق صد شراره بکش
و بعد دست بکش بر شراره ام یک شب
بسوز و قلب مرا پاره پاره پاره بکش
و زخم های دلم را ببین و بعد از آن
لباس بر تن این قلب بی قواره بکش
بخند!خنده ی تو شعله می زند بر من
بخند و شعله ی من را به
یک اشاره بکش
برای بودن من عشق را نشانه بگیر
و خط رد به تن هرچه استخاره بکش
ببین ستاره شدم با تو ای بهانه ی من

 مراشبیه خودم!مثل یک ستاره بکش

 

 

| سه شنبه 30 آبان1391 | 20:12عاطفه (برایم از تنهاییم بگو......)||

 

 

 

می خواهم غزلی را برای پرواز بهانه کنم

و پرواز را برای رسیدن به تو

و تو را بهانه ی زندگی

می خواهم بگریزم از این همه دلتنگی و دلواپسی

از این همه دوری و جدایی

برایم ترانه بخوان

می خواهم با نوازش های تو ای مهربانترین

تمام غصه ها را به صلیب بکشم

و با آخرین غزل به سوی تو پرواز خواهم کرد

امروز دلم خیلی برای تو تنگ شده

مثل هر روز

 

| سه شنبه 9 آبان1391 | 18:57عاطفه (برایم از تنهاییم بگو......)||

 

 

آدم ها می آیند

زتدگی می کنند

می میرند ومی روند

اما فاجعه ی زندگی تو

آن هنگام آغاز می شود که؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آدمی می روداما نمی میرد

ونبودنش در بودن تو

چنان ته نشین می شود

که تو میمیری در حالی که زنده ای

| پنجشنبه 20 مهر1391 | 19:28عاطفه (برایم از تنهاییم بگو......)||

 

 

سلام به همه دوستان گلم


خوبین همگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم واسه تک تکتون تنگ شده بود

امشب شبیه که من پا به این دنیا گذاشتم

وخواستم که دوستای خوبم تو جشن تولدم حضور داشته باشن

وامیدوارم که خداجووووووووونم امسال بهترین هدیه رو بهم بده  و اونم عاقبت بخیریه

 

 

               

        

| چهارشنبه 5 مهر1391 | 19:16عاطفه (برایم از تنهاییم بگو......)||

 

 

سلام به همه دوستان عزیزم

 

امیدوارم خوب خوب باشید

من دارم میرم ولی شاید برگردم بایه قالب وموضوعی جدید....شایدم دیگه نیام

دلم واسه تک تکتون تنگ میشه همتون رو دوست دارم

 

ولی سعی میکنم  بیام دوست دارم ماه تولدم ماه مهر ومهربونی کنارتون باشم

                     

                                         

 

حقیقت دارد!

کافیست چمدانهایت را ببندی

تا حاضر شوند همه برای از یاد بردنت!

آنکه بیشتر دوستت می دارد زودتر! ! !

 

مواظب خودتون ومهربونیاتون باشید بای دوستای من


| پنجشنبه 2 شهریور1391 | 12:16عاطفه (برایم از تنهاییم بگو......)||

 

 

اي کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه تو،
همه چيز را فراموش مي کردم.

کاش کودک بودم تا شبها قبل از اينکه بفهمم چه کسي برايم لالايي گفته،
عميق ترين خواب دنيا را داشتم.وصبح ها با خميازه وعشوه اي کودکانه،
بعد از همه از خواب برمي خواستم.

اي کاش کودک بودم ، تا هر وقت دلم مي گرفت با صداي بلند گريه مي کردم
و داد مي زدم تا همه درد مرا بفهمند.

اي کاش کودک بودم ، تا عروسکهايم را در اختيار مي گرفتم و
هر گونه که دوست دارم با آنها بازي مي کردم و هيچ وقت عروسک هيچ کس نمي شدم.

اي کاش کودک بودم ،تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود.

اي کاش کودک بودم ، تا از ته دل مي خنديدم،
نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم.

اي کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه تو،
همه چيز را فراموش مي کردم.

اي کاش کودک بودم ، تا سرنوشت مرا به بازي نمي گرفت و شکست را درک نمي کردم.

اي کاش کودک بودم ، تا وسوسه کاري به من نداشت و احساس مرا اسير خود نمي کرد.

اي کاش کودک بودم ، تا شايد معصوميت چشمانم در تو اثر مي کرد.

اي کاش کودک بودم ، تا هيچ گاه تو را نميخواستم و دلم برايت تنگ نمي شد.

چه زود بزرگ شدم !
سالها مي گذرد ولي من هنوز کودکم...

 

 

| چهارشنبه 25 مرداد1391 | 2:6عاطفه (برایم از تنهاییم بگو......)||

ahmad adidas